روزهای رویایی
دلی که پرازمحبت باشدبرای هرچیزی جاداردواگرخالی باشدبرای هیچ چیزجاندارد

از روزهای تکراریــــــــــ ، استفاده ایـــــــــ غیر تکراریـــــــــــ بکنید

شاید هدفـــــــــ از اینهمه تکرار همینـــــــــــــ باشد . . .


خیلی چیز ها هستند که وقتیـــــــــــ به دستشان می آوریــــــــ

دیگــــــــــر آنها از تو نیستند .

توییــــــــــــ که در دستـــــــــ آنهایی . . .

 




نوشته شدهشنبه 18 شهريور 1391برچسب:, توسط ف ا ط م ه
8 نظر

این روزها

قلبم گهگاهی می ایستد

نفسم گهگاهی بالا نمی آید

خنده ام گهگاهی با گریه قاطی میشود

حتی گهگاهی فکر میکنم زنده نیستم دیگر .....

اما دلم نه گهگاهی.... که همیشه تنگ است

راستی تو خوبی ؟

این روزهایت چگونه است ؟




نوشته شدهشنبه 17 شهريور 1391برچسب:, توسط ف ا ط م ه
1 نظر

 


می‌خواهم برگردم به روزهای کودکی..
آن زمان‌ها که پدر تنها قهرمان بود
عشــق، تنـــها در آغوش مادر خلاصه میشد
بالاترین نــقطه‌ى زمین، شــانه‌های پـدر بــود

بدتـرین دشمنانم، خواهر و برادرهای خودم بودند
تنــها دردم، زانوهای زخمـی‌ام بودند
تنـها چیزی که می‌شکست، اسباب‌بـازی‌هایم بـود
و معنای خداحافـظ، تا فردا بود!




نوشته شدهشنبه 11 شهريور 1391برچسب:, توسط ف ا ط م ه
6 نظر

می‌آید ها
شب و روزت همه بیدار
که آید شاید،
کور شد دیده بر این
کوره ره شاید ها.
شاید ای دل
که مسیحا نفست
آمد و رفت،
باختی هستی خود
بر سر می‌آید ها

لعنت
بر گردن عشق ساده ام
که انگشترش نخی ست،
گلوبند زمردین شعر مرا
باور نمی‌کند کسی ...
لعنت به شعر و من!

فیلانه
وقتی ما آمدیم
اتفاق، اتفاق افتاده بود!
حال
هرکس
به سلیقه خود چیزی می‌گوید
و در تاریکی گم می‌شود.


<-PollName->

<-PollItems->



Alternative content


روزهـــــــــــای رویایی